تبليغاتX

عشق در آتش

عشق در آتش

سه چیز در زندگی پایدار نیستند.

-Dreams رویاها                              -Success موفقیت ها                   Fortune شانس

Three things in life that,one gone never come back.

سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند.

-Time زمان                             -Words   کلمات                          -Opportunity  موقعیت
 
Three things in life that can destroy a man/woman.

سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند
.

-Alcohl الکل -                               Pride غرور -                              Anger عصبانیت

Three things that make a man/woman

سه چیز انسانها رو می سازند.

-Hard workکار سخت                               -Commitment تعهد

Three things in life that are most valuable.

سه چیز د زندگی خیلی با ارزش هستند.


-Love عشق          Self-confidence اعتماد به نفس -                    Friends دوستان

Three things in life that may never be lost.

سه چیز در زندگی هستند که نباید از بین بروند.

-Peace آرامش                        -Hope امید                           -Honesty صداقت

+ نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388 22:44 توسط مینا |

چرا زنان گریه می کنند؟

پسر کوچکی از مادرش پرسید: مامان چرا گریه می کنی؟

مادرش پاسخ داد: چون من یک زن هستم.

کودک گفت: من که متوجه نمی شوم.

مادر در آغوشش گرفت و گفت: هرگز هم متوجه نخواهی شد ولی اشکالی ندارد.

کمی بعد کودک از پدرش سوال کرد : بابا چرا مامان بدون هیچ دلیلی گریه می کند؟

تنها جوابی که پدرش توانست بدهد این بود که: همه زن ها بدون هیچ دلیلی گریه می کنند.

پسر کوچک بزرگ و بزرگ تر شد و به مردی تبدیل شد ولی این سوال را که چرا زنان گریه می کنند در سر می پروراند.

سرانجام شبی در رویاهایش ملاقاتی با خدا داشت. از او پرسید: خدایا چرا زن ها آنقدر آسان گریه می کنند؟

خداوند پاسخ داد: هنگامی که زنان را خلق کردم تصمیم گرفتم آنها را موجوداتی بسیار استثنایی بیافرینم...
پس شانه هایشان را به قدری قوی ساختم که قادر باشند سنگینی وزن کل دنیا را بر دوششان حمل کنند. با این وجود بازوهایشان را به قدری لطیف ساختم که لبریز از آرامش باشند. به آنها قدرتی باطنی عطا کردم که درد زایمان را به عشق تولد فرزندشان تحمل کنند.و حتی اگر روزی از طرف همان فرزندان طرد شدند باز دوستشان بدارند. آنها را چنان محکم ساختم که در سختی ها و بیماری ها حتی در زمانهایی که دیگران دست از تلاش می کشند بدون هیچ اعتراضی به زندگی ادامه داده و از خانواده و دوستانشان حمایت کنند.

به آنان روحیه چنان حساسی عطا کردم که تحت هر شرایطی کودکانشان را دوست بدارند حتی در زمان هایی که کودکانشان احساسات آنها را به شدت جریحه دار می کنند. آنها قدرتی خارق العاده در آرام کردن و امید بخشیدن به فرزندان به هنگام مرتکب شدن خطاهای احمقانه و تسکین دادن نگرانی ها و ترس های نوجوانانشان دارند.

به آنها گذشت دادم تا با وجودتمامی خطاها به همسرانشان اهمیت داده و دوستشان بدارند. به آنها هوشیاری عطا کردم تا بدانند که شوهران خوبهرگز به احساسات همسرانشان آسیب وارد نمی کنند اما گاهی نیز قدرت و ثبات قدمشان را با محکم ایستادن در کنار همسرانشان در سختی ها، مشکلات و اختلاف ها امتحان می کنم.

در کنار همه این دشواری ها همچنین به آنان اشک تقدیم کردم؛ اشک هایی که هرگاه لازم باشدفرو ریزد و غمشان را تسلی بخشد و این تنها نقطه ضعف آنهاست.

زمانی که آنها را در حال گریه کردن می بینید به آنها بگویید که چقدر دوستشان دارید و قدر همه زحماتشان را می دانید. ممکن است باز به گریه کردن ادامه دهند اما شما با حرف هایتان احساس بسیار خوشایندی در قلبشان باقی گذاشته اید

+ نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388 22:38 توسط مینا |

 

در اوج آگاهی ،آدمی خود را زندانی چهار زندگی می یابد: طبیعت ،تاریخ ،جامعه و خویش!

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

 

آنان كه گذشته را به یاد نمی آورند محكوم به تكرار آن هستند

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388 6:7 توسط مینا |

+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388 6:4 توسط مینا |

باز برگی نو درون دفترم

باز سطری تازه از مشق شبم

بازهم توفیق ِ زیبای نَفَس

باز آغوش فریبای قفس

باز اما شب به آخر می رسد

باز تکلیف ِ شبم سر می رسد

باز هم مشق شب ِ فردای من

باز اما پر غلط املای من

باز هم اشک یتیمی مستمند

باز هم فریاد مظلوم از کمند

باز هم تخته ، سیاه و گچ ، سفید

باز تبعیض سیاهان و سپید

باز هم روز از نو و روزی ز نو

باز فرهنگ ِ زر اندوزی ز نو . . .

باز هم آموزگار خوب من !

رحمتی کن مشق ها را خط بزن

+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388 6:3 توسط مینا |

بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد
نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد
نه پي گورکن و قاري و غسال رويد
نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد
به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي
که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد
اين دو چشمان قوي را به فلان چشم چران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهيد
وين زبان را که خداوند زبان بازي بود
به فلان هوچی رند از پی گفتار دهید
کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است
راست تحويل علي اصغر گچکار دهيد
وين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سياه
به فلان سنگتراش ته بازار دهيد
کليه ام را به فلان رند عرق خوار که شده است
ازعرق کليه او پاک لت و پار دهيد
ريه ام را به جواني که ز دود و دم بنز
درجواني ريه او شده بيمار دهيد
جگرم را به فلان بی جگر بی غیرت
کمرم را به فلان مردک زن دار دهید
چانه ام را به فلان زن که پي وراجي است
معده ام را به فلان مرد شکمخوار دهيد
گر سر سفره خورد فاطمه بي دندان غم
به که دندان مرا نيز به آن يار دهيد
تا مگر بند به چيزي شده باشد دستش
لااقل ت... مرا هم به طلبکار دهید

+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388 5:43 توسط مینا |

+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388 5:31 توسط مینا |

+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388 5:22 توسط مینا |

خنده آدم ها هميشه از دلخوشي ني ست . گاهي شكستن دلي كمتر از آدم كشي نيست .

 كاهي دل اينقدر


تنگ ميشه كه گريه هم كم ميياره . يك حرف ساده هم گاهي چقدر غم ميياره

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 12:2 توسط مینا |

+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388 10:47 توسط مینا |